۶۲۴
همتم بدرقهی راه کن ای طایرِ قدس
که دراز است رَهِ مقصد و من نوسفرم
- ۱۳ بهمن ۰۴ ، ۱۸:۳۲
همتم بدرقهی راه کن ای طایرِ قدس
که دراز است رَهِ مقصد و من نوسفرم
امروز متوجه شدم که گویا در ادامهی اعتصابات و تحریمها، باید به نشانهی اعتراض کتاب نخونیم و توی گودریدز ریویو ننویسیم. یک عده هم مفتش هستن توی گودریدز که ریویو منتشر کنی، آنفرندت میکنن.
جمع کنین بابا. رهبری انقلابشون که با موساده، در مورد ایران و وطنپرستی که شکر فراوون میخورن و لشکر زامبیوارشون به مکانها و نمادهای تاریخی و ملی رحم نکرده، دم به دقیقه هم که توی کامنتهای اینستاگرام از ترامپ پدوفیل جنایتکار درخواست بمباران ایران و کشتن مردم رو میکنن. اسمش هم میذارن انقلاب ملّی. : ))
البته بیشتر از راه انداختن دیکتاتوری و خفقان توی فضای مجازی و فحاشی هم از شماها درنمییاد.
واقعاً حال آدمو به هم میزنین و وای به روزی که شماها توی این مملکت کارهای بشین. داغونای دوزاری.
× کاش اینستاگرامم رو برای استوریکردن این متن، نگه میداشتم.
منقاوم، لأنو الحیاة بدها مقاومة، والحب أکبر مقاومة، والصمود أقوى مقاومة، والابتسامة هی مقاومة.
مقاومت میکنیم
زیرا زندگی مقاومت میخواهد
و عشق بزرگترین مقاومت است
و پایداری قویترین مقاومت
و لبخند همان مقاومت است...
- ریم بنا -
خب عزیزان، امروز بالاخره نگهدارندهی کتابم به دستم رسید و از امروز دیگه فقط دَرس، دَرس، دَرس.
* عکس تزئیتی است. :))

حوصله ندارم و الان وقت گفتن همهی قصه نیست. ما در مرحلهی پیچیدهای از حماقتها و فرصتطلبیها قرار داریم که احتمالاً با گذشت زمان و با کامل شدن تصویر بشه راحتتر، در موردش حرف زد.
با این حال من اگرچه سلاخیکردنها، سربُریدنها، زندهسوزیها و کودککشیها رو قویاً محکوم میکنم و معتقدم انجامدهندگانش باید به شدیدترین نحو مجازات بشن، اما نمیتونم از نقطهی آغاز این وقایع یعنی «شوکدرمانی» دولت به سادگی عبور کنم و اونها رو از سلاخیکنندگان کمتر مقصر بدونم.
شوکدرمانی در اقتصاد یعنی ایجاد تغییر گستردهی اقتصادی در زمان خیلی کوتاه؛ نمونهاش برداشتن یکشبهی ارز ترجیحی و مثلاً تکنرخیکردن ارز.
در تقریباً تمام کشورهای دنیا که توشون شوکدرمانی شده، اعتراض و سرکوب اتفاق افتاده مثل شیلیِ ژنرال پینوشه و آرژانتین و حتی روسیه. اتفاق اخیر توی ایران هم با علم به تشکیل اعتراضات انجام شد. نقطهی وقوع «حماقت»ی که ازش حرف زدم، اینجاست. و اگه دقت کنین این اعتراضات تقریباً از اوایل دی کلید خوردن، ولی روز ۱۸ و ۱۹ دی وقایع خونین رقم خوردن. چرا؟ اینجا میرسیم به بخش «فرصتطلبی». آمریکا و اسرائیل به حدوداً دو هفته نیاز داشتن که نیروها و مهماتشون توی ایران رو سازماندهی کنند و کردند.
و اینجا هدف این اعتراضات به کلی منحرف شد، از افراد نوجوون و جوون به عنوان سپر انسانی استفاده شد و کُشتهسازی اتفاق افتاد. شواهد خیلی زیادی برای کُشتهسازی وجود داره. آدمهای زیادی که به عنوان معترض شرکت کرده بودند سرشون با تبر نصف شده یا با قمه سلاخی شدن. نیروی امنیتی، از این وسایل استفاده نمیکنه.
اما چرا کُشتهسازی اتفاق افتاد و چرا کُشتهسازی به ضرر حکومت ماست؟
برای این موضوع باید برگردیم به قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت که باعث دخالت نظامی توی لیبی شد. در سال ۲۰۱۱، پس از شروع اعتراضات بهار عربی در لیبی، جنبش اعتراضی سریعاً به یک جنگ داخلی تبدیل شد. توی ماجرای لیبی کشورهای غربی، بهخصوص آمریکا و کشورهای ناتو، ادعا کردند که قذافی در حال برنامهریزی برای کشتار گستردهی مردم در شهرهای شورشی است.
و به این بهانه اون قطعنامه رو تصویب کردند و به لیبی حمله کردند. این سناریو در ایران هم در حال وقوع بود و کُشتهسازی در همون راستا اتفاق افتاد.
سناریوی مشابه دیگه ادعای استفاده از گازهای شیمیایی توسط بشار اسد در سوریه در سال ۲۰۱۱ بود که هیچ وقت اثبات نشد و دستاویزی شد برای حمله به سوریه. و ما داریم این ادعاهای جعلی رو اینبار از شریفی زارچی در فضای انگلیسیزبان میشنویم.
دقت کردین اونایی که ترامپ رو به حمله دعوت میکنند و اون رو لازم میدون، خارج از ایران زندگی میکنن؟ دقت کردین این جنس قطعنامهها فقط در مورد کشورهایی که در مقابل آمریکا استقلال دارن تصویب میشن؟ مثلاً ما این نوع قطعنامهها رو در مورد عربستان با سابقهی کشتن و تیکهتیکهکردن خاشقچی و کشتار هدفمند شیعیان یا مثلاً در مورد اسرائیل با سابقهی کشتن ۱۰ درصد از جمعیت غَزه، نمیبینیم. یا دقت کردین این سناریوی حمله به بهانههای کشتار و حقوق بشری فقط توی کشورهای صاحب نفت و منابع اجرا میشه؟ مثل لیبی، ونزوئلا، سوریه و عراق و حالا ایران. چرا ما این حملات رو به میانمار برای قتلعام مسلمانان و تجاوز گروهی به اونها در سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ ندیدیم؟
سوال بعدی که ما باید از خودمون بپرسیم، اینه که وضعیت زندگی مردم کشورهایی که به بهانههای واهی حقوق بشری مورد حملهی آمریکا و ناتو قرارگرفتن بهتر شد؟ لیبی؟ عراق؟ سوریه؟ افغانستان؟ کدوم کشور با حمله اوضاع بهتری رو تجربه کرده؟ نابودشدن زیرساختها، حاکمشدن هرجومرج، تجزیه و کشتار میلیونی انسانهای بیگناه قراره ایران رو به جهنم ابدی تبدیل کنه نه بهشت برین. همونطور که سوریه، لیبی، عراق و افغانستان به جهنم تبدیل شدن.
ما توی خطرناکترین منطقهی جهان، خاورمیانه، زندگی میکنیم. ما باید همهی چرندیاتی که در مورد صلح و آزادی از غرب میشنویم رو بریزیم دور. هر کشوری که نفت و منابع داشته باشه آمریکا بهش حمله میکنه و مردم رو قتلعام میکنه که بهشون «دموکراسی» هدیه بده و بعد نفتشون رو به عنوان هزینهی حمله و آزادی بدزده. ما به عنوان ساکنان خطرناکترین منطقهی جهان، باید به سلاح تاریخخوندن مسلط بشیم. باید مدام نیت کشورها، افراد و رسانهها رو مورد سوال قراربدیم و تا میتونیم بذاریم مغزمون از سطحینگریهای شبکههای اجتماعی دور باشه تا بتونیم تصویر وقایع رو از بالا ببینیم و الگوها رو پیدا کنیم.
× بازم از تمام نظرات شما در مورد این موضوع استقبال میکنم.
+ مومو، این از کارافتادگی سلولهای مغز چیه؟ اینو که نمیشه کاریش کرد.
- وای رُزا خانم، مگه چیزی سراغ دارین که بشه کاریش کرد؟
«آن حداقل تفکر انتقادی در ذهن ایرانی توسط اینترنت نابود شد و خزعبلات، وجه رایج مملکت شد.
بحثهای منطقی با ایرانیان بعد از چند دقیقه به تکرار یا بنبست میرسد. یا لعن و نفرین یا حسرت یا توهم یا خرافه یا امید سادهلوحانه.»
توی این چند روز بعد از وندالیسم، زندهسوزیها، سلّاخیکردنها و سَربُریدنهای پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه، من متنهایی رو در وبلاگ شخصی خودم در فضای بیان، منتشر کردم. توی این متنها من در مورد عواقب حملهی احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران در نتیجهی درخواست ربع پهلوی و یه سری بزدل خارجنشین، تعریف دیکتاتور، مشکلات شعارها، دلایل تاریخی عدم لیاقت ربع پهلوی برای حکومت به ایران، خطر تجزیهی ایران و لیبیسازی و نحوهی تشخیص اخبار درست از غلط گفتم. کامنتهای پستهای من، باز هستند و همیشه پاسخگوی نظرات انتقادی بودم و هستم. اما مهمترین چیزهایی که در قبال صحبتهای منطقی و تاریخی شنیدم اینهاست «تو طرفدار حکومت هستی.» یا «برات متأسفم، حال آدم از متنت به هم میخوره.» و در آخرین مورد «الان این متن خودت بیطرفه؟» .
بله عزیزان. من بیطرف نیستم. هیچکس بیطرف نیست. همهی ما عقایدی داریم که باشون احساس راحتی میکنیم و بعضاً از اینکه مورد حمله قرار بگیرند و بهشون خدشه وارد بشه، میترسیم. ولی من مورد حمله قراردادن عقاید خودم رو یک اصل توی زندگیم قراردادم. من به عقاید خودم ضربه وارد میکنم و برای پُرکردن شکافهای افکارم کتاب میخونم. من اینجا خودم رو در معرض نقد قرارمیدم.
بله. من بیطرف نیستم. من طرف رژیم پهلوی نایستادم، اما میتونم متن بیطرفانه بنویسم و بدون حملهی شخصی و متهم کردن مخالفینِ افکارم، نظرم رو بیان کنم و ازش دفاع کنم. شما هم باید بتونین این کارو برای افکار و عقایدتون انجام بدین.
و در پایان بعد از هفت ماه دوری از شبکههای اجتماعی، شما را به ترک شبکههای اجتماعی و بازیابی تفکر انتقادی به توصیهی کتاب «کار عمیق» نوشتهی کال نیوپورت دعوت میکنم.
یکی از کتابهایی که توی دوران بیاینترنتی خوندم، «بر جادههای آبیِ سرخ» از نادر ابراهیمیئه. این کتاب ماجراهای میرمَهنا دُغابی و جنبش ریگ رو روایت میکنه. من تا حالا چیزی در این باره نشنیدهبودم و شما هم مطمئنم که بیشترتون چیزی در اینباره نشنیدین. این کتاب داره توی دوران افشاریه و زندیه اتفاق میافته. ایران یکپارچه نیست. یک تیکه دست کریمخان زنده، یه تیکه دست شاهرخمیرزای افشار، یه تیکه دست محمدحسنخان قاجار [پدر آقا محمدخان قاجار] و تیکههای آذربایجان و ارمنستان و گرجستان هم دست یهعدهی دیگه. کشور مدام درگیر کشتار و جنگه. احساس میکنی همهچیز خاکستریه و همینطور که کتاب رو میخونی، زخم قلبت عمیق و عمیقتر میشه.
در این حال توی جنوب و خلیج فارس، جزایر خارگ و خارگو توسط هلندیها اشغال شده. ایرانیها به بردگی کشیده میشن و مروارید و فلزات گرانبهاشون، کشتیکشتی توسط هلندیها و انگلیسیها دزدیده میشه. در این زمان توی بندر ریگ بوشهر، میرمهنا ظهور میکنه و با هلندیها مبارزه میکنه. و اونها رو از خارگ و خارگو بیرون میکنه. ولی تهش سرکوب میشه. توسط کی؟ توسط کریمخان زند. : ]
سرزمین ما خائن و گاگولهای زیادی به خودش دیده.
و متأسفانه این روند خائن و گاگولپروری بدون وقفه در سرزمین ما ادامه داره. واقعاً داستان چیه؟ چیزی قاطی آب ما میکنن؟ یا مثلاً آلل گاگولی و خیانت در ژنهای ایرانیان تعبیه شده؟
مثلاً آقای علی شریفی زارچی، پدر خوردن همزمان از توبره و آخور ایران، بعد از ترک ایران، ویدیویی جعلی رو همراه با متنی انگلیسی در ایکس منتشر میکنن و ادعا میکنند رژیم سفاک ایران علیه معترضین از گازهای شیمیایی استفاده کرده. کاری که با سوریه کردند؛ ادعای دروغ استفاده از گازهای شیمیایی رو رواج دادند و سوریه رو مورد حمله قرار دادند و در نهایت به این وضعیت دچارش کردند.

و بعد سُسخرسی عزیز رو داریم که همچنان داره به ترامپ التماس میکنه که به ایران حمله کنه. [چون قول دادهبودم در اولین فرصت مدارکش رو بذارم. عنوان خبر رو میتونین توی گوگل سرچ کنین و ببینیدش.]

× چه تاریخ خونین و غمانگیزی داریم ما. انگار توی یک لوپ گیر کردیم.
~ خدا کند که بمیرم، وطنفروش نباشم!
خدا کند که بیافتد سرم به دامن میهن
ولی به وقت خطر بار روی دوش نباشم
خب امشب اومدم که یه درس زندگی دیگه بهتون بدم عزیزان:
«هیچ رسانهی بیطرفی وجود نداره.»
حیات رسانهها وابسته به تأمینکنندههای مالیِ پشتِ ماجراست. و هر رسانه در راستای منافعِ تأمینکنندهی مالی خودش عمل میکنه. پس وقتی پای بیبیسی، اخبار صداوسیما و ایراناینترنشنال نشستی، باید این رو بدونی.
اگه فرض رو بر این بذاریم که ما رسانهها رو برای پیداکردن حقیقت دنبال میکنیم، باید بدونیم که تعهدی به یک رسانهی خاص برای باورکردن اخبارش نداریم. باید حقیقت رو با کنار هم گذاشتن شواهد، در نظر گرفتن تامینکنندههای مالی پشت ماجرا و اینکه اون خبر به ضرر چه کسی تموم میشه، پیدا کنیم.
مثلاً وقتی خبر کشتهشدن یک نفر رو در آشوبهای اخیر میشنویم و میخوایم ببینیم که چه کسی اون رو کُشته [اگه از حملهکنندگان به مکانهای نظامی و سلاخیکنندگان نیروهای امنیتی نباشه]، از نظر بیبیسی فارسی و ایراناینترنشنال همیشه همه رو جمهوری اسلامی کُشته، ولی باید هنگام پیداکردن قاتل به این توجه کنیم که کُشتهشدن افراد به ضرر حکومت ایران تموم میشه یا اسرائیل و آمریکا.
این آهنگ «عروس» مهراد هیدن و سامان ویلسون با یه سری تغییرات پتانسیل اینو داره که یه دیس سنگین باشه به همهی اینایی که خارج از ایران نشستن و مَردمو سپرِ انسانی میکنن. میخوام از همینجا به همهشون علیالخصوص سُسخرسی بگم:
تو LA گُه خوردی از تهران میخونی، زاخار.