مُجمَل

تو خود حدیث مفصّل بخوان.

مُجمَل

تو خود حدیث مفصّل بخوان.

مُجمَل

این افسردگی من حالتی‌ست خاص خود من، ترکیب یافته از مفردات بسیار، تقطیر شده از اشیاء متعدد، و در حقیقت عصاره‌ی ذهنی سیر و سفرهایم، که هر چندبار اندیشه‌های من باز متوجه آن شود، مرا در اندوهی خاطره‌انگیز فرومی‌برد.

تمامِ آنچه بوده ايم

۵ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

۶۲۱

چهارشنبه, ۹ بهمن ۱۴۰۴، ۱۰:۴۵ ق.ظ

 

خلاصه‌ی مکالمه‌ش با همکلاسی چینی‌ش در یک جمله: برنمی‌گردم ایران که «کمک‌های» آمریکا به مردم، روی سر من نریزه‌.

فیگورِ قَدَر

شنبه, ۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۵۹ ب.ظ

خب عزیزان، امروز بالاخره نگهدارنده‌ی کتابم به دستم رسید و از امروز دیگه فقط دَرس، دَرس، دَرس. 

 

* عکس تزئیتی است. :))

?Is This the Life We Really Want

جمعه, ۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۶:۰۲ ب.ظ

حوصله ندارم و الان وقت گفتن همه‌ی قصه نیست. ما در مرحله‌ی پیچیده‌ای از حماقت‌ها و فرصت‌طلبی‌ها قرار داریم که احتمالاً با گذشت زمان و با کامل شدن تصویر بشه راحت‌تر، در موردش حرف زد. 

با این حال من اگرچه سلاخی‌کردن‌ها، سربُریدن‌ها، زنده‌سوزی‌ها و کودک‌کشی‌ها رو قویاً محکوم می‌کنم و معتقدم انجام‌دهندگانش باید به شدیدترین نحو مجازات بشن، اما نمی‌تونم از نقطه‌ی آغاز این وقایع یعنی «شوک‌درمانی» دولت به سادگی عبور کنم و اون‌ها رو از سلاخی‌کنندگان کم‌تر مقصر بدونم. 

شوک‌درمانی در اقتصاد یعنی ایجاد تغییر گسترده‌ی اقتصادی در زمان خیلی کوتاه؛ نمونه‌اش برداشتن یک‌شبه‌ی ارز ترجیحی و مثلاً تک‌نرخی‌کردن ارز. 

در تقریباً تمام کشورهای دنیا که توشون شوک‌درمانی شده، اعتراض و سرکوب اتفاق افتاده مثل شیلیِ ژنرال پینوشه و آرژانتین و حتی روسیه. اتفاق اخیر توی ایران هم با علم به تشکیل اعتراضات انجام شد. نقطه‌ی وقوع «حماقت»ی‌ که ازش حرف زدم، این‌جاست. و اگه دقت کنین این اعتراضات تقریباً از اوایل دی کلید خوردن، ولی روز ۱۸ و ۱۹ دی وقایع خونین رقم خوردن. چرا؟ این‌جا می‌رسیم به بخش «فرصت‌طلبی». آمریکا و اسرائیل به حدوداً دو هفته نیاز داشتن که نیروها و مهماتشون توی ایران رو سازمان‌دهی ‌کنند و کردند‌. 

و این‌جا هدف این اعتراضات به کلی منحرف شد، از افراد نوجوون و جوون به عنوان سپر انسانی استفاده شد و کُشته‌سازی اتفاق افتاد. شواهد خیلی زیادی برای کُشته‌سازی وجود داره. آدم‌های زیادی که به عنوان معترض شرکت کرده بودند سرشون با تبر نصف شده یا با قمه سلاخی شدن. نیروی امنیتی، از این وسایل استفاده نمی‌کنه. 

 

اما چرا کُشته‌سازی اتفاق افتاد و چرا کُشته‌سازی به ضرر حکومت ماست؟

برای این موضوع باید برگردیم به قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت که باعث دخالت نظامی توی لیبی شد. در سال ۲۰۱۱، پس از شروع اعتراضات بهار عربی در لیبی، جنبش اعتراضی سریعاً به یک جنگ داخلی تبدیل شد. توی ماجرای لیبی کشورهای غربی، به‌خصوص آمریکا و کشورهای ناتو، ادعا کردند که قذافی در حال برنامه‌ریزی برای کشتار گسترده‌ی مردم در شهرهای شورشی است.

و به این بهانه اون قطعنامه رو تصویب کردند و به لیبی حمله کردند. این سناریو در ایران هم در حال وقوع بود و کُشته‌سازی در همون راستا اتفاق افتاد. 

سناریوی مشابه دیگه ادعای استفاده از گازهای شیمیایی توسط بشار اسد در سوریه در سال ۲۰۱۱ بود که هیچ وقت اثبات نشد و دستاویزی شد برای حمله‌ به سوریه. و ما داریم این ادعاهای جعلی رو این‌بار از شریفی زارچی در فضای انگلیسی‌زبان می‌شنویم. 

دقت کردین اونایی که ترامپ رو به حمله دعوت می‌کنند و اون رو لازم می‌دون، خارج از ایران زندگی می‌کنن؟ دقت کردین این جنس قطعنامه‌ها فقط در مورد کشورهایی که در مقابل آمریکا استقلال دارن تصویب می‌شن؟ مثلاً ما این نوع قطعنامه‌ها رو در مورد عربستان با سابقه‌ی کشتن و تیکه‌تیکه‌کردن خاشقچی و کشتار هدفمند شیعیان یا مثلاً در مورد اسرائیل با سابقه‌ی کشتن ۱۰ درصد از جمعیت غَزه، نمی‌بینیم. یا دقت کردین این سناریوی حمله به بهانه‌های کشتار و حقوق بشری فقط توی کشورهای صاحب نفت و منابع اجرا می‌شه؟ مثل لیبی، ونزوئلا، سوریه و عراق و حالا ایران. چرا ما این حملات رو به میانمار برای قتل‌عام مسلمانان و تجاوز گروهی به اون‌ها در سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ ندیدیم؟

سوال بعدی که ما باید از خودمون بپرسیم، اینه که وضعیت زندگی مردم کشورهایی که به بهانه‌های واهی حقوق بشری مورد حمله‌ی آمریکا و ناتو قرارگرفتن بهتر شد؟ لیبی؟ عراق؟ سوریه؟ افغانستان؟ کدوم کشور با حمله اوضاع بهتری رو تجربه کرده؟ نابودشدن زیرساخت‌‌ها، حاکم‌شدن هرج‌ومرج، تجزیه و کشتار میلیونی انسان‌های بی‌گناه قراره ایران رو به جهنم ابدی تبدیل کنه نه بهشت برین. همون‌طور که سوریه، لیبی، عراق و افغانستان به جهنم تبدیل شدن. 

 

ما توی خطرناک‌ترین منطقه‌ی جهان، خاورمیانه، زندگی می‌کنیم‌. ما باید همه‌ی چرندیاتی که در مورد صلح و آزادی از غرب می‌شنویم رو بریزیم دور. هر کشوری که نفت و منابع داشته باشه آمریکا به‌ش حمله می‌کنه و مردم رو قتل‌عام می‌کنه که به‌شون «دموکراسی» هدیه بده و بعد نفت‌شون رو به عنوان هزینه‌ی حمله و آزادی بدزده. ما به عنوان ساکنان خطرناک‌ترین منطقه‌ی جهان، باید به سلاح تاریخ‌خوندن مسلط بشیم. باید مدام نیت کشورها، افراد و رسانه‌ها رو مورد سوال قرار‌بدیم و تا می‌تونیم بذاریم مغزمون از سطحی‌نگری‌های شبکه‌های اجتماعی دور باشه تا بتونیم تصویر وقایع رو از بالا ببینیم و الگوها رو پیدا کنیم. 

 

 

× بازم از تمام نظرات شما در مورد این موضوع استقبال می‌کنم.

۶۱۷

سه شنبه, ۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۵۶ ب.ظ

+ مومو، این از کارافتادگی سلول‌های مغز چیه؟ اینو که نمی‌شه کاریش کرد.

- وای رُزا خانم، مگه چیزی سراغ دارین که بشه کاریش کرد؟

۶۱۶

سه شنبه, ۱ بهمن ۱۴۰۴، ۰۵:۱۰ ق.ظ

«آن حداقل تفکر انتقادی در ذهن ایرانی توسط اینترنت نابود شد و خزعبلات، وجه رایج مملکت شد. 

بحث‌های منطقی با ایرانیان بعد از چند دقیقه به تکرار یا بن‌بست می‌رسد. یا لعن و نفرین یا حسرت یا توهم یا خرافه یا امید ساده‌لوحانه.»

 

توی این چند روز بعد از وندالیسم، زنده‌سوزی‌ها، سلّاخی‌کردن‌ها و سَربُریدن‌های پنج‌شنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، من متن‌هایی رو در وبلاگ شخصی خودم در فضای بیان، منتشر کردم. توی این متن‌‌ها من در مورد عواقب حمله‌ی احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران در نتیجه‌ی درخواست ربع پهلوی و یه سری بزدل خارج‌نشین، تعریف دیکتاتور، مشکلات شعارها، دلایل تاریخی عدم لیاقت ربع پهلوی برای حکومت به ایران، خطر تجزیه‌ی ایران و لیبی‌سازی و نحوه‌ی تشخیص اخبار درست از غلط گفتم. کامنت‌های پست‌های من، باز هستند و همیشه پاسخگوی نظرات انتقادی بودم و هستم. اما مهم‌ترین چیزهایی که در قبال صحبت‌های منطقی و تاریخی شنیدم این‌هاست «تو طرفدار حکومت هستی.» یا «برات متأسفم، حال آدم از متنت به هم می‌خوره.» و در آخرین مورد «الان این متن خودت بی‌طرفه؟» .

بله عزیزان. من بی‌طرف نیستم. هیچ‌کس بی‌طرف نیست‌. همه‌ی ما عقایدی داریم که باشون احساس راحتی می‌کنیم و بعضاً از این‌که مورد حمله قرار بگیرند و به‌شون خدشه وارد بشه، می‌ترسیم. ولی من مورد حمله قراردادن عقاید خودم رو یک اصل توی زندگیم قراردادم. من به عقاید خودم ضربه وارد می‌کنم و برای پُرکردن شکاف‌های افکارم کتاب می‌خونم. من این‌جا خودم رو در معرض نقد قرارمی‌دم.

بله. من بی‌طرف نیستم. من طرف رژیم پهلوی نایستادم، اما می‌تونم متن بی‌طرفانه بنویسم و بدون حمله‌ی شخصی و متهم کردن مخالفینِ افکارم، نظرم رو بیان کنم و ازش دفاع کنم. شما هم باید بتونین این کارو برای افکار و عقایدتون انجام بدین.

و در پایان بعد از هفت ماه دوری از شبکه‌های اجتماعی، شما را به ترک شبکه‌های اجتماعی و بازیابی تفکر انتقادی به توصیه‌ی کتاب «کار عمیق» نوشته‌ی کال نیوپورت دعوت می‌کنم.