۶۱۶
«آن حداقل تفکر انتقادی در ذهن ایرانی توسط اینترنت نابود شد و خزعبلات، وجه رایج مملکت شد.
بحثهای منطقی با ایرانیان بعد از چند دقیقه به تکرار یا بنبست میرسد. یا لعن و نفرین یا حسرت یا توهم یا خرافه یا امید سادهلوحانه.»
توی این چند روز بعد از وندالیسم، زندهسوزیها، سلّاخیکردنها و سَربُریدنهای پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه، من متنهایی رو در وبلاگ شخصی خودم در فضای بیان، منتشر کردم. توی این متنها من در مورد عواقب حملهی احتمالی آمریکا و اسرائیل به ایران در نتیجهی درخواست ربع پهلوی و یه سری بزدل خارجنشین، تعریف دیکتاتور، مشکلات شعارها، دلایل تاریخی عدم لیاقت ربع پهلوی برای حکومت به ایران، خطر تجزیهی ایران و لیبیسازی و نحوهی تشخیص اخبار درست از غلط گفتم. کامنتهای پستهای من، باز هستند و همیشه پاسخگوی نظرات انتقادی بودم و هستم. اما مهمترین چیزهایی که در قبال صحبتهای منطقی و تاریخی شنیدم اینهاست «تو طرفدار حکومت هستی.» یا «برات متأسفم، حال آدم از متنت به هم میخوره.» و در آخرین مورد «الان این متن خودت بیطرفه؟» .
بله عزیزان. من بیطرف نیستم. هیچکس بیطرف نیست. همهی ما عقایدی داریم که باشون احساس راحتی میکنیم و بعضاً از اینکه مورد حمله قرار بگیرند و بهشون خدشه وارد بشه، میترسیم. ولی من مورد حمله قراردادن عقاید خودم رو یک اصل توی زندگیم قراردادم. من به عقاید خودم ضربه وارد میکنم و برای پُرکردن شکافهای افکارم کتاب میخونم. من اینجا خودم رو در معرض نقد قرارمیدم.
بله. من بیطرف نیستم. من طرف رژیم پهلوی نایستادم، اما میتونم متن بیطرفانه بنویسم و بدون حملهی شخصی و متهم کردن مخالفینِ افکارم، نظرم رو بیان کنم و ازش دفاع کنم. شما هم باید بتونین این کارو برای افکار و عقایدتون انجام بدین.
و در پایان بعد از هفت ماه دوری از شبکههای اجتماعی، شما را به ترک شبکههای اجتماعی و بازیابی تفکر انتقادی به توصیهی کتاب «کار عمیق» نوشتهی کال نیوپورت دعوت میکنم.
- ۰۴/۱۱/۰۱
به من خیلی وقتها میگن طرفدار حکومتی؛ خیلی وقتها میگن براندازی و خیلی وقتها میگن معلوم نیست کدوم طرفی هستی!
دقیقاً من هیچ کدوم از این دو طرفی که اینا میگن طرف رو قبول ندارم! مسئلهی شخصیمم اینه که سیاست و سیاستمدار از بیخ و بن کثافتن هر کسی که میخواد باشه...
من فقط یه هنرمندم که میخوام یه گوشه بشینم بیدغدغه مضاعم به ذوق هنریم بپردازم و هیچ پفیوزی ازم بابت سیاستهاش انتظاری نداشته باشه...
ولی متاسفانه ما هنرمندها هم در این دنیای کوفتی مجبور به موضعگیریهای سیاسی هستیم که شاید لازم باشه گاهی ولی ترجیحمون نیست...