وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟
یکی از کتابهایی که توی دوران بیاینترنتی خوندم، «بر جادههای آبیِ سرخ» از نادر ابراهیمیئه. این کتاب ماجراهای میرمَهنا دُغابی و جنبش ریگ رو روایت میکنه. من تا حالا چیزی در این باره نشنیدهبودم و شما هم مطمئنم که بیشترتون چیزی در اینباره نشنیدین. این کتاب داره توی دوران افشاریه و زندیه اتفاق میافته. ایران یکپارچه نیست. یک تیکه دست کریمخان زنده، یه تیکه دست شاهرخمیرزای افشار، یه تیکه دست محمدحسنخان قاجار [پدر آقا محمدخان قاجار] و تیکههای آذربایجان و ارمنستان و گرجستان هم دست یهعدهی دیگه. کشور مدام درگیر کشتار و جنگه. احساس میکنی همهچیز خاکستریه و همینطور که کتاب رو میخونی، زخم قلبت عمیق و عمیقتر میشه.
در این حال توی جنوب و خلیج فارس، جزایر خارگ و خارگو توسط هلندیها اشغال شده. ایرانیها به بردگی کشیده میشن و مروارید و فلزات گرانبهاشون، کشتیکشتی توسط هلندیها و انگلیسیها دزدیده میشه. در این زمان توی بندر ریگ بوشهر، میرمهنا ظهور میکنه و با هلندیها مبارزه میکنه. و اونها رو از خارگ و خارگو بیرون میکنه. ولی تهش سرکوب میشه. توسط کی؟ توسط کریمخان زند. : ]
سرزمین ما خائن و گاگولهای زیادی به خودش دیده.
و متأسفانه این روند خائن و گاگولپروری بدون وقفه در سرزمین ما ادامه داره. واقعاً داستان چیه؟ چیزی قاطی آب ما میکنن؟ یا مثلاً آلل گاگولی و خیانت در ژنهای ایرانیان تعبیه شده؟
مثلاً آقای علی شریفی زارچی، پدر خوردن همزمان از توبره و آخور ایران، بعد از ترک ایران، ویدیویی جعلی رو همراه با متنی انگلیسی در ایکس منتشر میکنن و ادعا میکنند رژیم سفاک ایران علیه معترضین از گازهای شیمیایی استفاده کرده. کاری که با سوریه کردند؛ ادعای دروغ استفاده از گازهای شیمیایی رو رواج دادند و سوریه رو مورد حمله قرار دادند و در نهایت به این وضعیت دچارش کردند.

و بعد سُسخرسی عزیز رو داریم که همچنان داره به ترامپ التماس میکنه که به ایران حمله کنه. [چون قول دادهبودم در اولین فرصت مدارکش رو بذارم. عنوان خبر رو میتونین توی گوگل سرچ کنین و ببینیدش.]

× چه تاریخ خونین و غمانگیزی داریم ما. انگار توی یک لوپ گیر کردیم.
~ خدا کند که بمیرم، وطنفروش نباشم!
خدا کند که بیافتد سرم به دامن میهن
ولی به وقت خطر بار روی دوش نباشم
- ۶ نظر
- ۳۰ دی ۰۴ ، ۲۱:۱۱