مُجمَل

تو خود حدیث مفصّل بخوان.

مُجمَل

تو خود حدیث مفصّل بخوان.

مُجمَل

این افسردگی من حالتی‌ست خاص خود من، ترکیب یافته از مفردات بسیار، تقطیر شده از اشیاء متعدد، و در حقیقت عصاره‌ی ذهنی سیر و سفرهایم، که هر چندبار اندیشه‌های من باز متوجه آن شود، مرا در اندوهی خاطره‌انگیز فرومی‌برد.

تمامِ آنچه بوده ايم

۱۲ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟

دوشنبه, ۳۰ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۱۱ ب.ظ

یکی از کتاب‌هایی که توی دوران بی‌اینترنتی خوندم، «بر جاده‌های آبیِ سرخ» از نادر ابراهیمی‌ئه. این کتاب ماجراهای میرمَهنا دُغابی و جنبش ریگ رو روایت می‌کنه. من تا حالا چیزی در این باره نشنیده‌‌بودم و شما هم مطمئنم که بیش‌ترتون چیزی در این‌‌باره نشنیدین. این کتاب داره توی دوران افشاریه و زندیه اتفاق می‌افته. ایران یک‌پارچه نیست. یک تیکه دست کریم‌خان زنده، یه تیکه دست شاهرخ‌میرزای افشار، یه تیکه دست محمدحسن‌خان قاجار [پدر آقا محمدخان قاجار] و تیکه‌های آذربایجان و ارمنستان و گرجستان هم دست یه‌عده‌ی دیگه. کشور مدام درگیر کشتار و جنگه. احساس می‌کنی همه‌چیز خاکستریه و همین‌طور که کتاب رو می‌خونی، زخم قلبت عمیق‌ و عمیق‌تر می‌شه. 

در این حال توی جنوب و خلیج فارس، جزایر خارگ و خارگو توسط هلندی‌ها اشغال شده. ایرانی‌ها به بردگی کشیده می‌شن و مروارید و فلزات گرانبهاشون، کشتی‌کشتی توسط هلندی‌ها و انگلیسی‌ها دزدیده می‌شه. در این زمان توی بندر ریگ بوشهر، میرمهنا ظهور می‌کنه و با هلندی‌ها مبارزه می‌کنه. و اون‌ها رو از خارگ و خارگو بیرون می‌کنه. ولی ته‌ش سرکوب می‌شه. توسط کی؟ توسط کریمخان زند. : ] 

سرزمین ما خائن و گاگول‌های زیادی به خودش دیده. 

و متأسفانه این روند خائن و گاگول‌پروری بدون وقفه در سرزمین ما ادامه داره. واقعاً داستان چیه؟ چیزی قاطی آب ما می‌کنن؟ یا مثلاً آلل گاگولی و خیانت در ژن‌های ایرانیان تعبیه شده؟ 

مثلاً آقای علی شریفی زارچی، پدر خوردن همزمان از توبره و آخور ایران، بعد از ترک ایران، ویدیویی جعلی رو همراه با متنی انگلیسی در ایکس منتشر می‌کنن و ادعا می‌کنند رژیم سفاک ایران علیه معترضین از گازهای شیمیایی استفاده کرده. کاری که با سوریه کردند؛ ادعای دروغ استفاده از گازهای شیمیایی رو رواج دادند و سوریه رو مورد حمله قرار دادند و در نهایت به این وضعیت دچارش کردند. 

و بعد سُس‌خرسی عزیز رو داریم که همچنان داره به ترامپ التماس می‌کنه که به ایران حمله کنه. [چون قول داده‌بودم در اولین فرصت مدارکش رو بذارم. عنوان خبر رو می‌تونین توی گوگل سرچ کنین و ببینیدش.]

× چه تاریخ خونین و غم‌انگیزی داریم ما. انگار توی یک لوپ گیر کردیم. 

~ خدا کند که بمیرم، وطن‌فروش نباشم!

    خدا کند که بیافتد سرم به دامن میهن 

    ولی به وقت خطر بار روی دوش نباشم 

۶۱۳

شنبه, ۲۸ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۴۲ ب.ظ

خب امشب اومدم که یه درس زندگی دیگه به‌تون بدم عزیزان:

«هیچ رسانه‌ی بی‌طرفی وجود نداره‌.»

حیات رسانه‌ها وابسته به تأمین‌کننده‌های مالیِ پشتِ ماجراست. و هر رسانه در راستای منافعِ تأمین‌کننده‌ی مالی خودش عمل می‌کنه. پس وقتی پای بی‌بی‌سی، اخبار صداوسیما و ایران‌اینترنشنال نشستی، باید این رو بدونی.

اگه فرض رو بر این بذاریم که ما رسانه‌ها رو برای پیداکردن حقیقت دنبال می‌کنیم، باید بدونیم که تعهدی به یک رسانه‌ی خاص برای باورکردن اخبارش نداریم. باید حقیقت رو با کنار هم گذاشتن شواهد، در نظر گرفتن تامین‌کننده‌های مالی پشت ماجرا و این‌‌که اون خبر به ضرر چه کسی تموم می‌شه، پیدا کنیم. 

مثلاً وقتی خبر کشته‌شدن یک نفر رو در آشوب‌های اخیر می‌شنویم و می‌خوایم ببینیم که چه کسی اون رو کُشته [اگه از حمله‌کنندگان به مکان‌های نظامی و سلاخی‌کنندگان نیروهای امنیتی نباشه]، از نظر بی‌بی‌سی فارسی و ایران‌اینترنشنال همیشه همه رو جمهوری اسلامی کُشته، ولی باید هنگام پیداکردن قاتل به این توجه کنیم که کُشته‌شدن افراد به ضرر حکومت ایران تموم می‌شه یا اسرائیل و آمریکا‌. 

عروس

جمعه, ۲۷ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۵۶ ب.ظ

این آهنگ «عروس» مهراد هیدن و سامان ویلسون با یه سری تغییرات پتانسیل اینو داره که یه دیس سنگین باشه به همه‌ی اینایی که خارج از ایران نشستن و مَردمو سپرِ انسانی می‌کنن. می‌خوام از همین‌جا به همه‌شون علی‌الخصوص سُس‌خرسی بگم:

تو LA گُه خوردی از تهران می‌خونی، زاخار.

۶۱۰

سه شنبه, ۲۴ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۵۱ ب.ظ

این روزها با قلبی خراشیده، توی دفترچه‌ی خاطراتم از احوالات و وقایع می‌نویسم تا دوباره دهه‌ها بعد یادمون نره وقایع سال ۶۷ چرا اتفاق افتادن و از جلّادها، قهرمان ساخته‌نشه. تا یادم نَره امنیت‌نداشتن، بدترین حسِ دنیاست.

  • ۲۴ دی ۰۴ ، ۲۰:۵۱

۶۰۸

يكشنبه, ۲۲ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۰۸ ب.ظ

ولی جدی از خودِ رضا پهلوی پرسیدن که قدرت رو می‌خواد بنده‌خدا؟ بابا دست از سر بیچاره بردارین بذارین به یوگا و تعطیلات و خرج‌کردنِ پولِ ملت برسه. خسته‌س.

۶۰۶

جمعه, ۲۰ دی ۱۴۰۴، ۰۹:۱۴ ب.ظ

عزیزان، این سطور رو در حالی براتون می‌نویسم که صدای چهار‌پنج نوجوون رو می‌شنوم که می‌گن «مرگ بر دیکتاتور» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده.» البته همزمان با صداهای انفجارمانند، که نمی‌دونم از کجاست، اما بلند و قلب‌لرزونه. 

امروز رفته بودم بیرون، اطراف محل زندگی من، دوتا چراغ راهنمایی‌رانندگی توی دوتا چهارراه کار نمی‌کردن، چون جعبه‌ی برقشون رو آتیش زده‌بودن. و چندتا از جدول‌های خیابون‌ها هم کنده شده‌بودن که واقعاً انگیزه‌ی فاعلانش رو اصلاً متوجه نشدم. و البته یک تیر چراغ برق هم انداخته‌بودن که با جرثقیل داشتن دوباره نصبش می‌کردن و همین‌طور تابلوهای تبلیغاتی نصب شده روی پل‌های هوایی هم چندجایی سوخته‌بودن. این‌ها مشاهدات من بودن. ضمناً امروز از ساعت ۱۳ به بعد هیچ وسیله‌ی حمل و نقل عمومی هم در کار نبود. 

دیروز توی کانال تلگرام عسلِ عشق ابدی، دیدم که یک ویدیو از پدرام علیزاده‌یِ زن‌ روز گذاشته‌بود که به‌شون «استایل‌زدن برای پنج‌شنبه و جمعه» رو یاد می‌داد که دستگیر‌ نشن. عسل هم متأسف بود که نمی‌تونه توی اعتراضات شرکت کنه، چون به خاطر شرکت توی عشق ابدی اگه بیاد ایران، می‌گیرنش. 

من توی گروه تقریباً هم‌چین چیزی رو نوشتم «خودشون خارج از ایران نشستن، بچه‌های مردم رو جوگیر می‌کنن که برن تیر بخورن. عسل می‌گه به خاطر عشق ابدی نمی‌تونه بیاد ایران چون دستگیر می‌شه، خب شماها هم قراره برین تیر بخورین و دستگیر بشین، این بیاد کنار شما دستگیر بشه.» و طرفداران عشق‌ ابدی و زن روز که می‌دونین بیش‌تر تینیجر هستن، عده‌ای حرفم رو ریپلای کردن و گفتن «حقیقت تلخ» و عده‌ای هم فحاشی کردن و گفتن فردای آزادی من قراره با دامن کوتاه بیام بیرون و به خاطر یارانه‌ی ۴۰۰ هزارتومنی دارم این حرف‌ها رو می‌زنم. من از توهین عصبانی نمی‌شم، چون نشونه‌ی ضعف استدلاله. شروع کردم از اقدامات پهلوی گفتن. این‌که رضاخان دزد بوده، یا پهلوی دقیقاً چه‌قدر کَنده و بُرده که چهل‌وهفت ساله بدون این‌که کار کنند، دارن در سطح خانواده‌ی سلطنتی انگلستان زندگی می‌کنند. رضا پهلوی معروف به سُس‌خرسی از مادرش خرجی می‌گیره و اختیار زن خودش رو نداره. الان هم که شماها قراره برین توی خیابون آسیب ببینین، داره توی تعطیلات استیک می‌زنه. بعد از جداشدن کشور آذربایجان، بحرین، دشت ناامید افغانستان، ارتفاعات آرارات و بخش‌هایی که به عراق داده‌شد، گفتم. گفتم فحاشی در مقابل حقیقت تاریخی یعنی جوگیری. این‌که کتاب‌‌های غلامحسین ساعدی، صادق هدایت و محمود دولت‌آبادی رو نخونیم و پهلوی رو از سریال تاسیان قضاوت کنیم هم جوگیریه.

خب، به این‌جا که رسید من رو از گروه انداختن بیرون و بَن کردن. افراد سلطنت‌طلب خیلی این‌جوری هستن. 

من همیشه با خودم فکر می‌کنم همه‌ی اونایی که سال ۵۷‌ لیدر انقلاب بودن، چه چپ‌ها، چه مذهبیون و حتی مجاهدین، همه برای کارشون فلسفه و مطالعه داشتن، حکومتی که از توش دراومد، شد این جمهوری اسلامیِ غیرقابل دفاع. از اینایی که لیدرشون این آدمای سخیف و مستهجن هستن، چه حکومتی قراره در بیاد؟ لیبی؟ انقلاب اسلامی ایران یکی از بی‌خشونت‌ترین انقلاب‌های تاریخ بود. خمینی هیچ‌وقت به تخریب وطن دعوت نکرد و دلیل همراهی مردم همین بود. 

در حال حاضر ما جمهوری اسلامی رو دوست نداریم، چون مثل رژیم پهلوی اداره می‌شه. چون شاه رفته و عده‌ای دیگه همون ستم‌ها رو به مردم می‌کنن. ولی بعضی از ما مردم، تخریب رو به اصلاح ترجیح می‌دن. اصلاح طول می‌کشه؛ دقت و صبر می‌خواد اما فروریختن و خراب‌کردن سریع‌تر اتفاق می‌افته. ما هنوز یاد نگرفتیم که به آلترناتیوها فکر کنیم. فردای جمهوری اسلامی، تجزیه‌‌ی ایرانه. 

موضوع دیگه شعارهاست. شعارهای بی‌ربط مطالبه‌ی مردم رو به حاشیه می‌بره. به ویژه «شعار مرگ بر دیکتارتور». دیکتاتور کیست؟ چه کسی دیکتاتور رو تعیین می‌کنه؟ آمریکا به رهبر و رئیس‌های جمهور همه‌ی کشورهایی که زیر سلطه‌ش نیستن، می‌گه دیکتاتور. مثلاً علی خامنه‌ای دیکتاتوره، ولی رضا و محمدرضا پهلوی، نه. اسد دیکتاتور بود، اما جولانی داعشی و بن‌سلمان و سایر حُکّام عرب نه. مادورو دیکتاتوره اما خاویر میلی رئیس‌جمهور آرژانتین چون گماشته‌ی آمریکاست، نه.

این به‌هم‌ریختگی و آشوب‌ها مقدمه‌ایست بر جنگ دوم آمریکا و اسرائیل با ایران و تلاش بر لیبی‌سازی ایران. امیدوارم هیچ کشوری به سرنوشت لیبی و سوریه دچار نشه؛ هیچ کشوری. 

 

 

× من از نظرات شما در مورد این موضوع استقبال می‌کنم. هرچی دلِ تنگتون می‌خواد بگین. 

۶۰۵

دوشنبه, ۱۶ دی ۱۴۰۴، ۰۱:۱۹ ب.ظ

دیشب طبق معمول ساعتِ سه ماه اخیر روی تختم دراز کشیدم و شروع کردم به کتاب‌خوندن تا خوابم ببره، کل «شب‌های روشن» داستایوفسکی [که کتاب هیجان‌انگیزی هم نیست.] تموم شد و ساعت نزدیک ۳ بود و هنوز خوابم نمی‌اومد. فهمیدم که یادم رفته‌بود ملاتونین بخورم. 

مدتی بود فکر می‌کردم حالا واقعاً ملاتونین تاثیری هم داره روی من، که دیدم بله؛ بسیار. 

۶۰۴

شنبه, ۱۴ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۰۴ ب.ظ

توی ایران، در اکثر شهرها زندگی در حالت عادی خودش در جریانه. ولی توی اینستاگرام و ایکس شما نباید این حقیقت رو نشون بدی. دیکتاتورهای کوچولو ناراحت می‌شن.

۶۰۳

سه شنبه, ۱۰ دی ۱۴۰۴، ۰۲:۵۳ ب.ظ

در اون لحظه که مهدیه محمدخانی شروع کرد به خوندنِ

شهرِ یاران بود و خاکِ مهربانان، این دیار 

مهربانی کی سرآمد؟ شهریاران را چه شد؟

نه تنها دوست داشتم بین حضار می‌بودم، بلکه دوست داشتم صداش هم مال من بود. 

۶۰۲

چهارشنبه, ۴ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۲۶ ب.ظ

واقعاً غبطه می‌خورم به حال اونایی که می‌تونن عصرها چرت‌بزنن یا اونایی که شبا بدون ملاتونین به موقع خوابشون می‌بره.