مُجمَل

تو خود حدیث مفصّل بخوان.

مُجمَل

تو خود حدیث مفصّل بخوان.

مُجمَل

این افسردگی من حالتی‌ست خاص خود من، ترکیب یافته از مفردات بسیار، تقطیر شده از اشیاء متعدد، و در حقیقت عصاره‌ی ذهنی سیر و سفرهایم، که هر چندبار اندیشه‌های من باز متوجه آن شود، مرا در اندوهی خاطره‌انگیز فرومی‌برد.

تمامِ آنچه بوده ايم

۵۶۴

شنبه, ۸ تیر ۱۴۰۴، ۱۲:۳۲ ق.ظ

شب‌ها قبل از خواب اشهد می‌خونم. با دشمنام مهربون‌ترم. خشمم رو بهتر کنترل می‌کنم. دیگه نداشته‌هام برام پررنگ نیستند. پس ذهنم مدام بین شجاعت و نگرانی دعواست. بین زندگی کردن و خبرخوندن معلقم. قرآن و دعا هم سرجاشه.

و می‌خوام همین روزا  بشینم به این فکر کنم که چرا از مردن می‌ترسم؟ به خاطر دردش؟ یا به خاطر این که دینم رو به آرمان‌هام و زندگی ادا نکردم؟ 

 

× امسال بعد از سال‌های بسیار، توی روضه و مراسم عزاداری امام حسین شرکت می‌کنم. حتی همون روضه‌هایی که به نظرم محتواشون دری‌وری بودن. چون به پناه احتیاج دارم. به امام حسین عزیزِ عزیز‌‌‌.

  • ۰۴/۰۴/۰۸

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی