مُجمَل

تو خود حدیث مفصّل بخوان.

مُجمَل

تو خود حدیث مفصّل بخوان.

مُجمَل

این افسردگی من حالتی‌ست خاص خود من، ترکیب یافته از مفردات بسیار، تقطیر شده از اشیاء متعدد، و در حقیقت عصاره‌ی ذهنی سیر و سفرهایم، که هر چندبار اندیشه‌های من باز متوجه آن شود، مرا در اندوهی خاطره‌انگیز فرومی‌برد.

تمامِ آنچه بوده ايم

دیدی چه‌قدر این‌جوری ناجوره؟

پنجشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۸، ۰۷:۲۸ ب.ظ
بازار بولت ژورنال درست کردن این روزا خیلی داغه. من‌م دارم نسخه‌ی خودم ُ درست می‌کنم؛ ولی این چیزی نیست که می‌خوام در موردش حرف بزنم. 
من منتظرم؛ منتظرم در آینده همه‌چیز درست شه، وقتایی که به رفتن فکر می‌کنم بیشتر به این دلیله که قراره چیز متفاوتی در انتظارم باشه، قراره بالاخره دنیای رمانتیک-کمدی‌ها یه روز اتفاق بیفته. 
رسیدم به آخرای پاییز و تازه به این نتیجه رسیدم که « OH MY GOD ، چه‌قدر یک سال زمان کوتاهی‌ست و اون انتظار بی‌اندازه گمراه‌کننده‌ست. » 



× دستات چرا از دست ِ من دوره؟

  • ۹۸/۰۱/۰۸

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی