?Is This the Life We Really Want
حوصله ندارم و الان وقت گفتن همهی قصه نیست. ما در مرحلهی پیچیدهای از حماقتها و فرصتطلبیها قرار داریم که احتمالاً با گذشت زمان و با کامل شدن تصویر بشه راحتتر، در موردش حرف زد.
با این حال من اگرچه سلاخیکردنها، سربُریدنها، زندهسوزیها و کودککشیها رو قویاً محکوم میکنم و معتقدم انجامدهندگانش باید به شدیدترین نحو مجازات بشن، اما نمیتونم از نقطهی آغاز این وقایع یعنی «شوکدرمانی» دولت به سادگی عبور کنم و اونها رو از سلاخیکنندگان کمتر مقصر بدونم.
شوکدرمانی در اقتصاد یعنی ایجاد تغییر گستردهی اقتصادی در زمان خیلی کوتاه؛ نمونهاش برداشتن یکشبهی ارز ترجیحی و مثلاً تکنرخیکردن ارز.
در تقریباً تمام کشورهای دنیا که توشون شوکدرمانی شده، اعتراض و سرکوب اتفاق افتاده مثل شیلیِ ژنرال پینوشه و آرژانتین و حتی روسیه. اتفاق اخیر توی ایران هم با علم به تشکیل اعتراضات انجام شد. نقطهی وقوع «حماقت»ی که ازش حرف زدم، اینجاست. و اگه دقت کنین این اعتراضات تقریباً از اوایل دی کلید خوردن، ولی روز ۱۸ و ۱۹ دی وقایع خونین رقم خوردن. چرا؟ اینجا میرسیم به بخش «فرصتطلبی». آمریکا و اسرائیل به حدوداً دو هفته نیاز داشتن که نیروها و مهماتشون توی ایران رو سازماندهی کنند و کردند.
و اینجا هدف این اعتراضات به کلی منحرف شد، از افراد نوجوون و جوون به عنوان سپر انسانی استفاده شد و کُشتهسازی اتفاق افتاد. شواهد خیلی زیادی برای کُشتهسازی وجود داره. آدمهای زیادی که به عنوان معترض شرکت کرده بودند سرشون با تبر نصف شده یا با قمه سلاخی شدن. نیروی امنیتی، از این وسایل استفاده نمیکنه.
اما چرا کُشتهسازی اتفاق افتاد و چرا کُشتهسازی به ضرر حکومت ماست؟
برای این موضوع باید برگردیم به قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت که باعث دخالت نظامی توی لیبی شد. در سال ۲۰۱۱، پس از شروع اعتراضات بهار عربی در لیبی، جنبش اعتراضی سریعاً به یک جنگ داخلی تبدیل شد. توی ماجرای لیبی کشورهای غربی، بهخصوص آمریکا و کشورهای ناتو، ادعا کردند که قذافی در حال برنامهریزی برای کشتار گستردهی مردم در شهرهای شورشی است.
و به این بهانه اون قطعنامه رو تصویب کردند و به لیبی حمله کردند. این سناریو در ایران هم در حال وقوع بود و کُشتهسازی در همون راستا اتفاق افتاد.
سناریوی مشابه دیگه ادعای استفاده از گازهای شیمیایی توسط بشار اسد در سوریه در سال ۲۰۱۱ بود که هیچ وقت اثبات نشد و دستاویزی شد برای حمله به سوریه. و ما داریم این ادعاهای جعلی رو اینبار از شریفی زارچی در فضای انگلیسیزبان میشنویم.
دقت کردین اونایی که ترامپ رو به حمله دعوت میکنند و اون رو لازم میدون، خارج از ایران زندگی میکنن؟ دقت کردین این جنس قطعنامهها فقط در مورد کشورهایی که در مقابل آمریکا استقلال دارن تصویب میشن؟ مثلاً ما این نوع قطعنامهها رو در مورد عربستان با سابقهی کشتن و تیکهتیکهکردن خاشقچی و کشتار هدفمند شیعیان یا مثلاً در مورد اسرائیل با سابقهی کشتن ۱۰ درصد از جمعیت غَزه، نمیبینیم. یا دقت کردین این سناریوی حمله به بهانههای کشتار و حقوق بشری فقط توی کشورهای صاحب نفت و منابع اجرا میشه؟ مثل لیبی، ونزوئلا، سوریه و عراق و حالا ایران. چرا ما این حملات رو به میانمار برای قتلعام مسلمانان و تجاوز گروهی به اونها در سال ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ ندیدیم؟
سوال بعدی که ما باید از خودمون بپرسیم، اینه که وضعیت زندگی مردم کشورهایی که به بهانههای واهی حقوق بشری مورد حملهی آمریکا و ناتو قرارگرفتن بهتر شد؟ لیبی؟ عراق؟ سوریه؟ افغانستان؟ کدوم کشور با حمله اوضاع بهتری رو تجربه کرده؟ نابودشدن زیرساختها، حاکمشدن هرجومرج، تجزیه و کشتار میلیونی انسانهای بیگناه قراره ایران رو به جهنم ابدی تبدیل کنه نه بهشت برین. همونطور که سوریه، لیبی، عراق و افغانستان به جهنم تبدیل شدن.
ما توی خطرناکترین منطقهی جهان، خاورمیانه، زندگی میکنیم. ما باید همهی چرندیاتی که در مورد صلح و آزادی از غرب میشنویم رو بریزیم دور. هر کشوری که نفت و منابع داشته باشه آمریکا بهش حمله میکنه و مردم رو قتلعام میکنه که بهشون «دموکراسی» هدیه بده و بعد نفتشون رو به عنوان هزینهی حمله و آزادی بدزده. ما به عنوان ساکنان خطرناکترین منطقهی جهان، باید به سلاح تاریخخوندن مسلط بشیم. باید مدام نیت کشورها، افراد و رسانهها رو مورد سوال قراربدیم و تا میتونیم بذاریم مغزمون از سطحینگریهای شبکههای اجتماعی دور باشه تا بتونیم تصویر وقایع رو از بالا ببینیم و الگوها رو پیدا کنیم.
× بازم از تمام نظرات شما در مورد این موضوع استقبال میکنم.
- ۰۴/۱۱/۰۴

سلام و درود
واقعاً حوصله ی نوشتن ندارم وگرنه بازم براتون بلند بالا می نوشتم و تحلیل می کردم و جواب میدادم.
ولی همینقدر بدون که من حجتی نیستم! و حرف من در مورد حمله ی آمریکا را قیاس مع الفارق کردی من نگفتم اشغال نظامی صرفاً مثال زدم که از ج.ا. هم چیزی نمیرسه به دست مردم، حالا نظام دست نشانده ی روسیه باشه یا آمریکا برای ما زیاد فرقی نداره، کامنت قبلی هم گفتم مجدداً بخونید کامنت اول را.
در کل این نظام دیگه صلاحیت حکومت را ندارد چون مشروعیت و مقبولیت عمومی را ندارد و اثبات این امر فقط با رفراندوم (و نه هیاهوی خیابانی) زیر نظر سازمان های بی طرف بین المللی قابل انجامه.
شما همین سکوت علما (که اگر در زمان پهلوی این اتفاقات می افتاد چه فتوا ها که صادر نمی شد...) رو ببین. البته بغیر از علمایی که در زندان هستند؛ رو ببین میاد دستت که چرا مشروعیت نداره.
در مورد تقوا هم مطالعه کن با همین نگهدارنده کتاب جدید (خیلی مبارکه 😁😊) ان شا الله سر در میاری داستان چیه.
وقت گذاشتی و نوشتی ممنون از زمانی که صرف کردید.
شاید اگر زمانی حوصله ی نوشتن داشتم دوباره بیام و باهم هم کلام بشیم.
در سایه ی عقل و خرد و تفکر باشید.
🙋